که تو اسنوب چرایی؟
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 22:58
زن پنهان نمیکند که از مهمانیِ رقص، اسبدوانی و حتی قمار خوشش میآید. این را میگوید، یا فقط به آن اعتراف میکند، یا به آن میبالد. امّا هرگز از او نخواهید که بگوید از شیک خوشش میآید، اعتراض و انکار میکند، میرنجد. تنها نقطۀ ضعفی است که با دقت پنهان میکند، چه بدونِشک تنها همین بر خودستایی گران میآید. وابست...
Boo on you
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 22:58
Sam: Look, I'm... sorry, but it's just... I feel like you keep testing me. Like you demand a certain level of thing from me.Boyfriend: All I ask for is basic consideration. Like just common courtesy would be nice.Sam: No, I don't think that's accurate at all. I feel like you demand a whole lot... To...
تنهایی و هیچ بودن
-
تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 13:14
سودای گموگور شدن و دست از همهچیز شُستن، شبیهِ هیچچیز نشدن، و از بُن ویرانکردنِ هر آن چیزی که ما را آن کرده که هستیم، و برنامهی حالِ حاضر را فقط تنهایی و هیچبودن قرار دادن و بازگـشت به یگانه برن
دیالکتیکِ دولت و درماندگی
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:31
رفت بالکن سیگار بکـشد، هفده سال طول کشید.
تلاش برای فراموش کردن در واقع تلاش برای به یاد آوردن است
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:31
صبح شد و چشمم را که باز کردم درجا فهمیدم از آن روزهاییست که از پسِ دیدنِ یک نفر هم برنمیآیم، چه رسد به یک مدرسه پُر از آدم. پس از یک دعوای لفظیِ احمقانه، دیشب را با معدهای متروک و سینهای مملو و دوزِ قابلتوجهی زولپیدم خوابیدم و نهایتِ پُررویی بود اگر فردا صبحاش از سردرد یا حتا تبدیل شدنم به سوسک، شگف...
از عشق و شیاطین دیگر
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:31
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
موقت و از سرِ اضطرار
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:31
آقا یا خانمِ عزیزی که شوخیتان گرفته و تحتِ عنوانِ "میم" زیرِ پستهای بلاگـی که خودتان میدانید، کامنت میگذارید. سلام لطفن نکنید. نه تنها قشنگ نیست، که از رهگذرِ خوشمزگیِ جنابعالی، یکی دو نفر به زحمت و رنجش دچارند.باور بفرمائید زندگی و روحِ بندهی حقیر هم مثلِ شما تُهی ست و در مغاکی از هیچیِ مطلق بسر می...